دوران ویکینگ: زمانی که پادشاهان نروژی به سمت کیف می‌رفتند

برای درک اینکه این پیوندها تا چه حد عمیق است، باید تا قرن دهم برگردیم. در افسانه‌های نورس، مناطق شرقی گردارایکی نام داشتند، و یکی از مراکز قدرت کیف بود – در زبان نورس کنوگارد نام داشت. این قلب آن حوزه کیف بود، یک دولت‌سازی اسلاوی شرقی اولیه با کیف در اوکراین امروز به عنوان مرکز ثقل. این میراثی است که اوکراین، بلاروس و روسیه تاریخ خود را به آن برمی‌گردانند، اما این رویدادهای کلیدی در کیف رخ داد.

در دوران حکومت استروپ شاه جارسلاو دانا، ارتباطات با پادشاهی‌های نوردیک بسیار نزدیک بودند. نه کم نه زیاد سه پادشاه نروژی در دربار او اقامت داشتند: اولاو مقدس که در سال‌های 1028–1030 برای پناه جویی آنجا رفت، پسرش ماگنوس خوب که در دربار بزرگ شد، و هاراد سخت‌کوش. دومی پس از جنگ استیکل‌استاد در 1030 به سمت شرق گریخت، در خدمت جارسلاو رفت و سپس به سمت لشکرگاه مشهور امپراتور در میکلگارد – کنستانتینوپل آن روزگار رفت. هنگامی که در دهه 1040 به عنوان یک مرد سرشار بودن برگشت، با دختر جارسلاو الیسابتا ازدواج کرد، در نروژ او به نام الیسیو از کیف شناخته می‌شود. یک پادشاه نروژی و یک شاهزاده‌خت از کیف – یک پیوند سلطنتی بین این سرزمین‌ها، بسیار پیش از آنکه ملت‌ها به معنای امروزی وجود داشته باشند.

ارتباط فقط سلطنتی نبود. در امتداد «راه بزرگ از وارنگ‌های تا یونانی» – در امتداد رودخانه دنیپر، از کیف عبور کرده و سپس به سمت دریای سیاه – بازرگانان شمالی و سربازان مزدور در جریان‌های پی‌درپی سفر می‌کردند. آثار آن‌ها امروز نیز یافت می‌شود، به ویژه در کلیسای متبرک صوفیا در کیف، جایی که خود جارسلاو دانا دفن شده است. امروزه در اسلو نیز برنامه‌ریزی برای یادمان ویژه‌ای است تا این تاریخ نروژی-اوکراینی را تجلیل کند.

نانسن: مردی نروژی که جان اوکراینی‌ها را نجات داد

سپس تقریباً نهصد سال گذشت تا فصل بزرگ بعدی نوشته شود – و این بار موضوع جان و مرگ بود. در پی جنگ جهانی اول، انقلاب روسی و جنگ داخلی، شرق اروپا با خشکسالی و قحطی‌ای دچار شد که درک آن دشوار است. حدود 30 میلیون نفر در اوکراین، منطقه ولگا و قفقاز شمالی با قحطی مواجه بودند و میلیون‌ها نفر جان باختند. شرح وضعیت از مناطق گرسنه‌زده داستان فقری‌ای بیان می‌کرد که فهم آن فراتر از توان بشری بود.

در این هرج‌ومرج فریدتیوف نانسن وارد شد. قهرمان قطب و محقق پیام‌رسان‌ای شده بود و دولت‌مرد، و در 1921 او را به عنوان کمیسر عالی برای اقدام کمک بین‌المللی، که نام آن ماموریت نانسن شد، منصوب کردند. او مستقیماً با مقامات مذاکره کرد و توافق‌نامه‌ها توسیع یافت تا اوکراین را نیز شامل شود. نانسن بی‌وقفه سفر کرد، مناطق قحطی را بازرسی کرد و برای اینکه دولت‌های اروپا برای تامین نیاز کمک کند مبارزه کرد. در همان زمان او مشکلی دیگر حل کرد: صدها هزار پناهندگان بی‌تابعیتی بدون مدارک. راه حل پاسپورت نانسن بود – سند شناسایی که خود بنیاد حقوق پناهندگی بین‌المللی مدرن است، و کمیسر عالی سازمان ملل برای پناهندگان ریشه‌های خود را به نانسن باز می‌گرداند. برای این کار او جایزه صلح نوبل را در 1922 دریافت کرد، و تلاش او نجات میلیون‌ها جان را به شمار می‌رود. نام او یک قرن بعد معنای جدیدی پیدا خواهد کرد.

جنگ جهانی دوم: آثار اوکراینی در خاک نروژ

نه همه فصل‌های تاریخ مشترک روشن است. در جریان جنگ جهانی دوم، نازی‌های آلمان حدود 100000 اسیر جنگی شوروی را به نروژ اشغال‌شده فرستادند، جایی که آن‌ها را به عنوان کارگران اجباری استفاده کردند. تقریباً 500 اردوگاه اسارت در سرتاسر کشور تشکیل شد، دو سوم آن‌ها در استان‌های شمالی، و اسیران جاده‌ها، راه‌آهن و تحصنات را در شرایط وحشیانه ساختند. علیرغم منع سخت آلمان از تماس، در بسیاری جاها ترحم و کمک محرمانه بین اسیران و جمعیت محلی ایجاد شد.

در بین این اسیران، بسیاری اوکراینی بودند. اوکراین در آن زمان بخشی از شوروی بود، و بسیاری اوکراینی‌های سرخ در ارتش قرمز خدمت می‌کردند. حدود 13000 اسیر جنگی بر اثر گرسنگی، سرما و بدرفتاری بر خاک نروژ جان دادند. بسیاری از آن‌ها امروز در گورستان جنگی تیوتا در ساحل هلگلند آرام می‌خوابند. هنگامی که صلح در 1945 فرا رسید، بیش از 80000 شهروند شوروی آزاد شده از نروژ در تنها دو ماه تابستان به میهن فرستاده شدند. برای دهه‌های متمادی، گورستان‌های جنگی با این حال یک پیوند خاموش و اغلب فراموش‌شده بین مردم بود – یادآوری اینکه سرنوشت اوکراینی‌ها عمیقاً در تاریخ جنگی نروژ پیوند خورده است.

اوکراین آزاد و پیوندهای جدید

هنگامی که شوروی فروپاشی یافت و اوکراین خود را مستقل اعلام کرد در 1991، نروژ سریع در شناخت این دولت جدید پیش رفت. در دهه‌های بعد، ارتباطات به طور دوام دار در چندین زمینه رشد کرد: دیپلماسی، تجارت، تخصص انرژی و فرهنگ. به خصوص از دهه 2010، بسیاری از کارگران مهاجر اوکراینی به نروژ آمدند و محیطی اوکراینی شروع به ترک اثر در شهرهای نروژی کرد. پیوندها یک جنبه عملی هم یافتند: نروژ یک ملت دریایی بزرگ است، و هزاران دریانورد اوکراینی در طول سال‌ها بر روی کشتی‌های متعلق به نروژ‌ها سفر کردند. به مرور زمان جوامع و انجمن‌های اوکراینی نیز در این کشور پیدا شدند.

هنگامی که روسیه شبه‌جزیره کریمه را الحاق کرد و جنگ در شرق اوکراین در 2014 شروع شد، نروژ به تحریم‌های بین‌المللی پیوست و نقض حقوق بین‌الملل را محکوم کرد. این آغازی بود برای آزمایش بسیار بزرگ‌تری که در انتظار بود.

2022: میراث نانسن دوباره زنده می‌شود

هنگامی که روسیه در فوریه 2022 سرانجام اوکراین را تهاجم کرد، تصویر امنیتی کل اروپا – و نروژ را تغییر داد. پاسخ بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری بشردوستانه و اقتصادی در تاریخ نروژ شد، و نام آن تصادفی نیست: برنامه نانسن، نامگذاری شده به نام مردی که یکی برای اوکراینی‌ها غذا فراهم کرد.

برنامه در 2023 با حمایت تمام احزاب در پارلمان نروژ راه‌اندازی شد، و چارچوب اکنون حدود 275 میلیارد کرون نروژی برای دوره 2023 تا 2030 است. این ترکیبی از حمایت نظامی، بشردوستانه و اقتصادی است، و بزرگ‌ترین برنامه کمک نروژ است که تا کنون انجام شده است. پول هم برای سلاح‌ها و تجهیزات دفاعی و هم برای کمک بشردوستانه، تامین انرژی و بازسازی یک کشور در جنگ می‌رود. در همان زمان نروژ درهای خود را برای مردمی که فرار می‌کردند باز کرد. بیش از 100000 اوکراینی از 2022 برای حمایت درخواست کرده‌اند، حدود 85000 از آن‌ها امروز در نروژ بر اساس ترتیب حمایت جمعی اقامت دارند، و نزدیک به 27000 تن از آن‌ها قبلاً در کار هستند. یک قرن بعد از نانسن نروژ دوباره بر این اعتقاد عمل می‌کند که وظیفه اخلاقی و اراده سیاسی باید دست به دست هم بدهند.

تاریخی که ادامه دارد

از ازدواج هاراد سخت‌کوش در کیف در دهه 1040 تا کودکان اوکراینی که امروز مدارس نروژی را شروع می‌کنند، یک رشته‌ی تقریباً هزار ساله تماس بین این دو مردم امتداد دارد. این رشته از طریق اتحادیه‌های سلطنتی، از طریق غذا و دارو‌های نانسن، از طریق گورستان‌های جنگی در شمال و از طریق همبستگی امروز می‌گذرد. این تاریخی است که بسیاری نمی‌شناسند – نه نروژی‌ها و نه اوکراینی‌ها – اما که این دو سرزمین را بر روی سطح عمیق‌تری نسبت به چیزی که تنها تصویر اخبار امروز می‌تواند نشان دهد به هم پیوند می‌دهد.

برای کسی که نو به نروژ است و از اوکراین می‌آید، می‌تواند شایسته باشد بدانی: تو به سرزمینی نمی‌روی که برای تاریخ تو بیگانه است، بلکه به سرزمینی که قرن‌ها به آن پیوند خورده است. و فصلی که اکنون نوشته می‌شود – همانند آن زمان نانسن – درباره ایستادن برای یکدیگر است.